- تاریخ: 1401/11/2 ساعت: 14:40
[unable to retrieve full-text content]هشت سال هم گذشت از تولد اینجا
آدم فضایی - تاریخ: 1397/12/20 ساعت: 21:14
آدم فضایی تو اتاقش نشسته بود و کتاب ترسناک میخوند اونقدر از کتابی که میخوند وحشت کرده بود که رنگ سبز رنگش کبود شده بود! نفس عمیقی کشید... کتابو گذاشت رو میز کنارش پتو رو تا روی سرش بالا کشید همونطور که از ترس میلرزید سعی کرد ب خودش دلداری بده آدم فضایی با صدای لرزونی گفت: نه آدم ها واقعیت ندارن.... ...
چی بگم - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:49
پسرای متاهل کلاسمون عین تراکتور کشیک میخرن. دخترای متاهل کلاسمون هم عین تراکتور کشیک میفروشن! هر دو برای اینکه زندگیشون بچرخه اینکارو میکنن. دلم برای هر دو گروه میسوزه ... من ؟ من نه اینقدر پول دارم که کشیک بفروشم، نه اینقدر جون دارم که کشیک بخرم... عین یه پراید کشیکای خودمو وایمیستم و به آخرای ماه ...
خواب - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:49
می نویسم که دیشب وقتی نمی دونم تو کجا بودی، اصلا خواب, بودی یا بیدار، من توی صفحه ات بودم، میون نوشته ها و عکسهات. می نویسم که نوشته هات رو بیشتر دوست داشتم، اونقد که دلم می خواست بعضی هاش عکس نداشتن
من - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:49
من تاریخ آن شبی را که از عمق وجود گریستم دقیق به خاطر سپرده ام. نه برای آن #شب، بلکه برای آن صبح برای #آدم دیگری که روز بعد، به آن تبدیل شده بودم. #موناباقرى
چجوری بگذرونیم امسالو ؟... - تاریخ: 1397/9/21 ساعت: 23:49
xa0“جهان پیشینم را انکار میکنم، جهان تازهام را دوست نمیدارم، پس گریزگاه کجاست!؟ اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟” xa0 +چقد دیدن بیماری بچه ها سخته...خیلی سخت ....