می نویسم که نوشته هات رو بیشتر دوست داشتم، اونقد که دلم می خواست بعضی هاش عکس نداشتن تا خودم تصویرشون رو خیالپردازی کنم.
دارم می نویسم و پشت پنجره ابر و آفتاب یه نور عجیب و روشنی درست کردن و مسحورم می کنن.
نمی فهمم کِی گوشی ام از دستم می افته و خوابم می بره.
خواب می بینم که یه جایی ام که نمی دونم کجاست.
تو یه خونه ای که نمی دونم مال کیه. یه خونه بزرگ و روشن و قشنگ....
از یه جایی صدای همهمه میاد و بعد بارون می گیره.
با صدای رعد و برق بیدار میشم.
گوشی ام سُر خورده زیر پتو، پیام نصفه و نیمه ام دیگه نیست!
شاید خواب دیدم. #شهرزاد_الف
+این همه جا واسه نوشتن،چرا اینجا فقط منو اروم میکنه؟...
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش