دخترای متاهل کلاسمون هم عین تراکتور کشیک میفروشن!
هر دو برای اینکه زندگیشون بچرخه اینکارو میکنن.
دلم برای هر دو گروه میسوزه ...
من ؟ من نه اینقدر پول دارم که کشیک بفروشم، نه اینقدر جون دارم که کشیک بخرم...
عین یه پراید کشیکای خودمو وایمیستم و به آخرای ماه که میرسم، تق و توقم درمیاد
و مجبورم صدای ضبط رو بلند کنم که نقص فنی مرتفع بشه !!!
+مستانه نوشت ولی شرح حال این روزای منم هست :)))
برچسب:
نویسنده: پندار پارسامنش